خواجه نصير الدين الطوسي
563
اخلاق محتشمى ( فارسى )
حقيقت ، كه او را « معلم دين » خوانند ، تا حركت بر استقامت بود ، و اگر بخلاف اين باشد حركت منكوس و نگوسار بود ، يعنى : خرد در فرمان نفس گويا بود ، و نفس گويا در فرمان نفس بهيمى ، تا برپى آرزو و خشم شود ، و بهاويه ، يعنى : بدوزخ بود ، نعوذ باللّه منه . پس هرگاه نفس بهيمى در فرمان نفس گويا آيد ، آن شهوت و غضب از آنچه بودهاند لطيفتر شوند ، شهوت از شهوتى فراتر آيد ، و بدرجهء شوقى برسد ، و غضب از غضبى فراتر آيد ، و بدرجهء اعراض رسد . پس در آنكس كه نفس گوياى او بر نفس بهيمى غالب شود ، بجاى شهوت و غضب ، شوق و اعراض بود . و چون نفس گويا در فرمان عقل باشد ، آن شوق و اعراض لطيفتر و كاملتر شود ، بارادت و كراهت بدل شود . و همچنين چون عقل در فرمان فرمان ده حقيقت آيد ، آن ارادت و كراهت به تولا و تبرا بدل شود . و حقيقت تولا روى فرا كسى كردن است ، و حقيقت [ تبرا از جز او بيزار شد ] ن « 1 » . و او آنگاه باشد كه آرزو و خشم او بدوستى مؤدى و روى فرا او كردن ، و د [ شمنى و از هرچه جز اوست بيزار شدن مبدل شو ] د « 2 » . و اگر نه چنين باشد چون نفس گويا تبع نفس بهيمى شود ، يا آرزو و خشم دو [ چيز ديگر با آن اضافت شو ] د ، هم « 3 » از آن باب يكى حب مال و ديگر حب جاه . و چون خرد تبع نفس گويا شود ، دو چيز ديگر با آن اضافت شود : يكى حرص ، و ديگر كبر . و ديگر اخلاق بد ازين اخلاق برخيزد ، تا مردم را بجايى
--> ( 1 ) - بريده شده در نسخه و به گمان افزودم . ( 2 ) - بريده شده در نسخه و چند كلمهاى خوانده نميشود و به گمان افزودم . ( 3 ) - بريده شده و به گمان افزودم .